مجموعة مؤلفين

150

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

[ غريب گز پرسوج ] روز چهار شنبه هفدهم [ ربيع الثانى ] : [ منزل ] ننج ، پنج ساعت به صبح مانده از خواب برخاستيم بخارى را روشن كرده چاى درست كرده صرف شد ، دو ساعت به دسته مانده سوار شديم آمديم تا سر گردنه نزديك به حميد آباد نماز صبح را كرديم ، هواى خوبى بود مهتاب شب ، نه سرد بود و نه گرم . بارى ، ناهار بين راه نان و تخم مرغ خورديم ، چهار ساعت به غروب مانده به منزل رسيديم ، سر من درد مىكرد ، ميرزا مهدى خان ميل كرده شيره بخورد ، فرستادم آوردند ، صرف شد . بعد نماز كرده ، چاى خورديم . بعد مشغول روزنامه نويسى گرديديم . ازبابت داشتن غريب گز « 1 » در ننج ، اوقات همگى ماها تلخ است ، خدا حفظ نمايد كه امشب را سالماً از اين خراب شده بگذريم و سوغاتى به طهران نبريم ناخوشى را ، بارى ، شام اشكنه درست كردند كه بخوريم و بخوابيم كه امشب زودتر حركت نمائيم ، راه فردا هم خيلى سخت است يعنى دور است . آقا سيد رضا امروز با من مرافعه داشت كه چرا [ 140 ] از پرسوز تا ننج را يك منزل كرديم بايد دو منزل نمائيد ، من قبول نكردم ، او و آدم ها همگى خسته شدند و قر قر مىنمايند ، بارى شام خورده خوابيديم . [ شب جمعه در ديزآباد ] روز پنج شنبه هيجدهم [ ربيع الثانى ] : [ منزل ] ديزآباد ، چهار ساعت به صبح مانده بيدار شده بخارى را روشن نموديم چاى درست كرده خورديم ، دو ساعت به صبح مانده حركت نموديم ، چهار ساعت به غروب مانده منزل رسيديم . در بين راه ، ناهار نان و تخم خورديم چيزى در اين منزل پيدا نمىشود ، نه شب و نه روز و الا درباره خودمان كوتاهى نمىكرديم و مىخورديم . نان در اين راه هيچ نسبتى به كرمانشاهان ندارد ، لا محاله انسان را ناخوش نمىكند ولى آن ناخوش مىكند و الا خرج روغن و غيره بيشتر از پلو مىشود ، بارى محض اطلاع بود كه حمل بر بعضى چيزها نشود تا كسى اين راه نيايد نمىداند ، ولى اشخاص كه آمده‌اند اطلاع دارند .

--> ( 1 ) . حشره‌اى همانند كنه كه خون انسان را مىمكد و به آن ساس وسرخك نيز گفته مىشود . همان